مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

1178

طب اكبرى ( فارسى )

لبن تين « 1 » طلا سازند . و عند استعمال اين دوا ، بايد كه نخستين به آب گرم آن محل را تكميد نمايند پس طلا فرمايند تا زود اثر كند . و سزاوار آن است كه در اوايل مرض ، با اين ادويه بعضى از قوابض چون آب مورد و گلاب و آرد عدس نيز مخلوط سازند جهت آن كه ادويهء تيز ، دهن رگ‌ها را مىگشايد و علت زياده مىزايد . امّا اگر مرض مزمن بود ، حاجت به امتزاج قابضات نباشد جهت سكون مادهء منصبه . [ 1555 ] انتباه : بعد از زوال مرض ، تا چند روز ادويهء قابضه طلا بايد كرد تا مرض عود نكند . طلاء ديگر : ريوند چينى به عسل آميخته ضماد نمايند . و ديگر : تخم كرنب به آب باقلى يا به خون خرگوش بمالند . و ديگر زرنيخ زرد به آب گشنيز تر يا مغز تخم خربزه و تخم ترب به زرداب معصفر يا به شير طلا سازند . ديگر : آب معصفر را بجوشانند تا غليظ گردد و بعده [ يعنى پس از آن ] دارچينى و قسط نرم سوده بدان آميزند و طلا كنند . و جملهء ادويه مذكوره ، بعد از استحمام يا انكباب آب گرم يا تكميد آب گرم استعمال بايد كرد . [ 1556 ] فايده : چون اطليه به كار برند ، احتياط ورزند كه جراحت نشود و اگر سوزش آرد ، روغن گل بمالند . [ 1557 ] مقالهء [ پنجم ] : اندر خيلان « 2 » او جمع خال است . و خال ، نقطهء سرخ يا سياه يا كمد است كه بر جلد بدن و روى باشد ذو حجم و از سطح بدن افراشته بود و گاه مولودى باشد و گاه حادث شود . مولودى را علاج نكنند . و هم‌چنان [ آن ] خال كه خال‌خال باشد يا رنگ او سرخ محض باشد مشابه لون توت شامى ، متعرض بدان نگردند ؛ زيرا كه استعمال آهن و ادويهء حادّه در خال سرخ رنگ كه گفته شد ضرر تمام دارد ؛ زيرا كه دلالت مىكند بر آنكه در اطراف شرائين واقع است و ظاهر است كه اگر به سبب حديد يا ادويهء حادّه آفت به شريان رسد ، نزف خون آرد . و آن چه كمتر بود ، محتاج به دوا نيست . و بدانند كه سبب خال نيز خلط سوداوى يا خون سوخته است كه از رگ بيرون آيد و در محل او محتبس شود به مثابهء صمغ كه از درخت

--> ( 1 ) . لبن التين آن است كه انجير رطب را در آب جوشانند و در همان بخيسانند و آب او بستانند . و گفته‌اند كه چيزى سپيد كه از شير انجير مىبرآيد وقت جدا كردن سر او ، لبن التين است . ( 2 ) . قاموس القانون : Moles ; speckles .